عزاداري در بافران :
با طلوع خورشيد درخشان اسلام و گسترش مذهب تشيع در بافران ، عشق و علاقه مردم به ائمه اطهار (ع) و به خصوص سرور و سالار شهيدان آقا ابا عبدالله الحسين (ع) رنگ و بوي الهي گرفت . آزادي و آزادگي و عدم سازش با بيگانگان و متجاوزان كه در وقايع خونباري چون قتل عام مردم بافران به دست افغانها صورت گرفته برگرفته از حماسه هميشه جاويد عاشوراست . عشق و علاقه مردم بافران و خود جوشي آنها در برپايي مراسم عزاداري زبانزد خاص و عام است . حسينيه بافران در روز عاشورا ، قطعه اي از كربلا مي شود و به حق « كُلّ يَوم عاشورا و كُلّ اَرض كربلا » را مي توان در آيينه دلهاي پاك و صفاي اشك ديدگان عاشقان حسيني مشاهده كرد . امر به معروف و نهي از منكر ، برپايي نماز و اصلاح آلودگيها و بدعتها از امت رسول الله (ص) از جمله كليدي ترين مفاهيم و اهداف قيام امام حسين (ع) بر ضد دستگاه سراسر ظلم و فجور و فساد اموي است . پاسداشت ارزشهاي والاي اسلامي در گرو عشق و علاقه به اهل بيت (ع ) و پيروي از آموزه هاي اصيل اسلامي است . امروز اگر بايد بر مصيبتي از مصيبتهاي جامعه گريست عدم درك صحيح فلسفه قيام خونين كربلاست . شستشوي روح و روان از آلودگيها ، اخلاص در عمل و بيش از همه حفظ و استمرار ارزشهاي اسلامي وظيفه اي است بر دوش اصحاب قلم و قشر محترم فرهنگي كه با استعانت از آستان ملكوتي ائمه اطهار و با استمداد از آموزه هاي والاي عاشورايي ، فرهنگ والاي عاشورا را به آيندگان منتقل نمايند . شوراي اسلامي و دهياري همگام با مردم غيور بافران ، در جهت حفظ ارزشها و ايجاد وحدت و همدلي ، ايام سوگواري آقا اباعبدالله الحسين (ع) را به رهبر معظم انقلاب و يوسف زهرا (س ) ، حضرت وليعصر (عج ) تسليت عرض نموده و از همه مردم كه حماسه سازان اين حضور عاشقانه اند تقدير و تشكر مي نمايد .
نوشته شده توسط آشنا در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت
شورای اسلامی بافران فرا رسیدن ایام محرم و عزاداری سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) را به همه مسلمانان جهان و به ویژه شیعیان تسلیت عرض می نماید . امید که با استعانت از آستان آقا امام زمان (عج ) درصدد رفع پلیدیها و توسعه فرهنگ ناب اسلامی باشیم . امر به معروف و نهی از منکر و برپایی نماز از جمله اهداف امام حسین (ع) در قیام بر ضد حکومت فاسد یزید بود و برماست که امروز عاشقانه و خالصانه در این مسیر گام برداریم . ترویج ارزشها و توسعه فرهنگ اسلامی وظیفه همه مردم است و باید این سنت حسنه امر به معروف و نهی از منکر را گسترش دهیم .
شورای اسلامی بافران از همه کسانی که در راه برگزاری مراسم عزاداری کوشش می نمایند تقدیر و تشکر می نماید و دست همه شما را به گرمی می فشارد . پایدار باشید .
نوشته شده توسط آشنا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 19:19 موضوع | لینک ثابت
تأثير نهضت حسيني در پيروزي انقلاب اسلامي
در حالي كه بيشتر انقلابهاي معاصر، سرچشمه ايدئولوژيك خود را از ناسيوناليسم، بورژوازي، كمونيسم و... ميگرفتند، مردم ايران به رهبري امام خميني، اسلام را به عنوان ايدئولوژي انقلابي خود برگزيدند. دليل بروز چنين رفتاري از مردم ايران بيش از هر چيز به فرهنگ سياسي ايرانيان باز ميگردد. باتوجه به آنكه مهمترين منبع فرهنگ سياسي ايران، مباني ديني و به طور خاص مذهب شيعه است و بخش عمدهاي از رفتار سياسي مردم نيز از اين منبع متأثر است، بنابراين حركت اسلامي مردم ايران در بهمن 57 نيز از اين منبع ناشي شده است.
از اين رو این مقاله با در نظر گرفتن انقلاب اسلامي به عنوان تبيين كننده و تطبيق دهنده انديشههاي اسلامي با جامعه ايراني به بررسي تأثير نهضت حسيني بر انقلاب اسلامي با تأكيد بر مقوله شهادت می پردازد.
غلبه اصوليون بر اخباريون، شيعيان را به دو گروه مجتهدان و مقلدان تقسيم نمود. بنابر اعتقاد اصوليون، در عصر حضور معصومين، حاكميت و اختيارات آن توسط ائمه اعمال ميگردد ولي در زمان غيبت، از يك سو به دليل حكمت الهي و اقتضاي قاعده لطف كه زمين خالي از حجت نباشد و از سوي ديگر از آنجا كه حفظ نظم اسلامي بايد به دست كسي انجام شود كه آگاهي كاملي از احكام اسلام و قوانين آن داشته باشد، حق حاكميت اسلامي و ولايت تصرف در امور اجتماعي و سياسي برعهده جامعالشرايط گذاشته شده است.*
از اين رو با تثبيت و نهادينه شدن اجتهاد و تقليد، عملا جامعه شيعه به دو گروه اقليت مجتهد و اكثريت مقلد تقسيم گرديد و رهبري و هدايت ديني مردم و استنباط احكام اسلامي، به عنوان يكي از كارهاي ويژه مهم روحانيت درآمد. اين رويداد رابطهاي ناگسستني در تمام مراحل زندگي ميان مردم و روحانيت به وجود آورد كه طي آن روحانيت سعي در برقراري ارتباط با مردم و گروههاي مختلف نمود.
اين ارتباط به حدي قوي شكل گرفت كه نقش روحانيت شيعه در مسایل سياسي و اجتماعي ايران در زمانهاي مختلف غير قابل انكار مينمايد.*
بنابراين در نظام روحانيت شيعه، به واسطه وجود مسئله تقليد، نوعي رابطه معنوي ميان توده مردم و رهبران مذهبي ايجاد شده است. به طوري كه مردم تحت دستورات و نظرات رهبري قرار داشته و نوعي همنوايي ميان آنان شكل گرفته است. اين همنوايي باعث شكلگيري قيامها، جنبشها، نهضتها و در نهايت انقلابي اسلامي شده است.
سنت اعتراض عليه حكومتهاي جبار، سنت شهادت، جاودانگي روح سنت بستنشيني و پناهگيري در جوار اماكن متبركه، مرثيهخواني و عزاداري براي شهيدان تاريخ و ... از جمله منابع قدرت سنتي شيعيان محسوب ميگردند كه بدون درك آنها نميتوان فهم درستي از انقلاب اسلامي بدست آورد.
يكي از اين مقولات، شهادتطلبي است كه پيوند ناگسستني با قيام امام حسين(ع) و واقعه عاشورا دارد به طوريكه در طول تاريخ بهرهبرداري هرمنوتيكي روحانيان شيعه از قرآن، سنت و عاشورا، ظرفيت انقلابي گستردهاي در اختيار آنان گذاشته است.
مفاهيم شهيد و شهادت در دين اسلام از تعبير خاصي نسبت به اديان ديگر برخوردار است. شهادت، مرگي از راه كشته شدن است كه شهيد آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبير قرآن «فيسبيلالله» انتخاب ميكند. در واقع شهدا سعادتمنداني به شمار ميآيند كه عمري را در خدمت به اسلام و مسلمين گذراندهاند و در آخر نيز عمر فاني خود را به فيض عظيمي كه دلباختگان به لقاءالله آرزو ميكنند بخشيدهاند. از اين رو آنان جايگاهي والا دارند، زيرا زندگاني خويش را در راه هدفي الهي با سرافرازي به خيل شهداي راه حق پيوند زدهاند.
به مصداق آيات شريفه 169 تا 175 سوره آل عمران كه ميفرمايد: «البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مردهاند بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود. آنان به فضل و رحمتي كه از خداوند نصيبشان گرديده شادمان اند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نپيوستهاند و در پي آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم مخورند. و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اينكه خداوند اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگرداند.» *
در دين اسلام شهيد همواره زنده است و حيات و ممات او همواره صفتي براي حيات طيبه محسوب ميگردد.
از اين رو روحانيون شيعه در طول تاريخ طي سخنرانيهاي خود با تفسير روزآمد آيات و روايات، و همچنين استفاده از نمادهاي اسلامي نظير شهادت، امام حسين، كربلا، عاشورا، پيامبر، امام ، عدالت و مفاهيم مقابل آن مانند ظلم، فساد، يزيد و ... و بيان قول، فعل و تقرير معصومان، بر افكار عمومي جامعه تأثير گذاشتهاند و فرهنگ سياسي جامعه را دچار تحول اساسي نموده و هويتسازي كردهاند.
بنابراين استفاده از عناصر شهادتطلبي و الگوي كربلا را ميتوان از جمله منابع قدرت روحانيان محسوب نمود. الگويي كه در ايام محرم قويترين نيروي ملي و بسيج اجتماعي را در اختيار روحانيت قرار ميدهد به شكلي كه تمام ملت به سوي يك سوگواري با احساسات شديد تا آن درجه سوق داده ميشوند كه باور كردن آن براي كساني كه شاهد آن نبودهاند بسيار مشكل است.
اين امر به ويژه در دوران هايي كه مبارزه عليه عامل خارجي انجام ميگرفت از نتايج و اجتماع گستردهتري برخوردار ميشد. به اين صورت كه مؤلفههاي مذهب شيعه و همچنين فضايي كه در جامعه ايران نسبت به مظلوميت امام حسين وجود داشت، عامل تقويت كننده رفتار سياسي روحانيون ميگرديد. به اين ترتيب، ايدئولوژي، فرهنگي سياسي و زمينههاي تاريخي ايران، شرايطي را فراهم ميآورد كه رهبران مذهبي و روحانيون عالي رتبه بتوانند مردم را بسيج نموده و بر حوادث و رويدادهاي سياسي جامعه تأثير بگذارند.
روحانيون ميتوانستند حادثه عاشورا را بازسازي نموده و آن را با گفتمانهاي جديدي وارد عرصه سياسي ايران نمايند. از آنجايي كه سلطه خارجي براساس شرايط غير عادلانهاي ايجاد ميشود، بنابراين ميتوانستند همانند «يزيد» را در فرهنگ سياسي ايران تشابهسازي نمايند و به اين ترتيب، مردمي كه سالها در عزاي امام حسين گريه كردهاند و از قيام وي، درس غيرت و شهادت فرا گرفتهاند را وارد عرصه سياسي و اجتماعي می کند كه زمينهساز اعتراض عليه سلطه خارجي است.
در اين ميان امام خميني با دركي كه از دين و به تبع آن فقه سياسي و مقولات فقه سياسي داشت، مسایل را به صورت متمايزي نسبت به فقهاي پيش از خود مورد توجه قرار داد. امام خميني با اعتقاد به اينكه «زندگي سيدالشهدا، زندگي حضرت صاحب سلامالله عليه، زندگي همه انبياء عالم، همه انبيا از اول، از آدم تا حالا همهشان اين معنا بوده است كه در مقابل جور، حكومت عدل را ميخواستند درست كنند.» * مبارزه عليه رژيم پهلوي را سرمشق زندگي خود قرار دادند.
از اين رو امام خميني، تقيه، امر به معروف و نهي از منكر، جهاد و شهادت را به صورت متفاوتي با فقهاي قبلي تفسير كرد و با توجه به ربطي كه بين اين چهار مقوله برقرار کرد، هنگامي كه شهادت امام حسين و عاشورا و كربلا و عبارت «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» را در نظر ميگرفت، تفسيري از قيام امام حسين به دست ميداد كه ميتوانست كنش انقلابي عليه رژيم پهلوي را برانگيزاند. در واقع امام خميني بيش از هر متاله شيعه كه داراي منزلي قابل قياس با وي است، خاطره كربلا را با احساس حادي از ضرورت سياسي به كار گرفته است. *
وقتي به عبارات امام درباره عاشورا رجوع ميكنيم، ابتكار انقلابي امام را در استفاده از حادثه عاشورا مشاهده مينماييم: «تمام انبيا براي اصلاح جامعه آمدهاند و همه آنها اين مسئله را داشتند كه فرد بايد فداي جامعه بشود. سيدالشهدا روي همين ميزان خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا كرد تا جامعه اصلاح بشود.»*
در واقع امام خميني با اعتقاد به اين امر كه قيام و شهادت سيدالشهدا(ع) بايد ملاك عمل اجتماعي مسلمانان قرار گيرد، نهضت حسيني را مبناي حركت خويش در انقلاب اسلامي قرار داد. «آنچه كه سيدالشهدا عمل كرد و آن ايده اي كه او داشت و آن راهي كه او رفت و آن پيروزي كه بعد از شهادت براي او حاصل شد و براي اسلام حاصل شد، مقابله با ظالمي چون شاه بود.*
بنابر همين مقولات، منابع قدرت در انديشه امام خميني به دو دسته مادي و معنوي تقسيم ميگردند. از اين رو امام ضمن توجه به منابع مادي قدرت (مسائل نظامي دفاعي) به عنوان عوامل تأمين كننده نظم و امنيت، بيشترين اهميت را به منابع معنوي ميدادند. امام قدرت حقيقي را از آن خدا و اسلام ميدانستند و در زمينه منابع معنوي قدرت، تأكيد زيادي بر باورهاي ذهني مردم داشتند. از اين رو امام خميني امدادهاي غيبي، ايمان مردم، وحدت و روحيه شهادتطلبي را از عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ميدانستند و معتقد بودند «عشق به شهادت و عشق به لقاءالله، پيروزي ميآورد. پيروزي را شمشير نميآورد، پيروزي را خون ميآورد.» *
در شرايطي كه انديشهها و رفتار امام خميني، سكوت در مقابل حكومت باطل و بيتفاوت بودن نسبت به وضع موجود جامعه را بر نميتابيد، محمدرضا شاه پهلوي سعي در كنترل و يا خنثي نمودن مذهب از جهات سياسي ميکرد، او كه تلاش ميكرد با اعمال فشار بر مدارس علوم ديني آنها را بيروح نگه دارد، علماي مذهبي، را «ارتجاع سياه» و مبارزين مسلمان را «عوامل مرتجعين سياه» لقب داد.
شاه كه در اوج قدرتطلبي خود از يك سو غافل از آن بودكه يك فرد شيعه مسلمان و مؤمن همه چيز را حتي مسایل و موضوعات سياسي و حكومتي را نيز در قالب مذهب و با زبان و مفاهيم مذهبي تفسير و توجيه ميكند. * از سوي ديگر گمان ميكرد با تبعيد امام خميني به خارج از كشور، مبارزهطلبي ايشان را نيز از صحنه تحولات آتي ايران خارج كرده است.
اين در حالي بود كه امام در آثار دوران تبعيد خود بر لزوم پايفشاري بر نهضت حسيني و احكام اسلامي بيش از پيش پاي ميفشردند: «اسلام را عرضه بداريد و درعرضه آن به مردم، نظير عاشورا به وجود بياوريد...» زيرا «محرم، ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد و راه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن دانست و اين خود سرلوحه تعليمات اسلام است براي ملت ما تا آخر دهر.» *
انقلاب اسلامي ايران از بسياري از جهات وامدار نهضت حسيني و مقولاتي نظير شهادتطلبي عاشورايي است. در واقع اسلام به عنوان ايدئولوژي انقلاب از سوي امام خميني با مفاهيم عاشورايي آميخته شد و مردميترين انقلاب قرن بيستم را رقم زد. در اين انقلاب نفي سلطه و مبارزه با بيگانگان از يك سو و شهادتطلبي و آزادگي به شيوهي حسيني از سوي ديگر مد نظر امام خميني و مردم مسلمان ايران قرار گرفت. از اين رو نهضت حسيني به عنوان سر منشاء انقلاب، تأثير بسزايي نخست در شكلگيري مبارزات عليه رژيم پهلوي و پيروزي انقلاب اسلامي و سپس در جبهههاي جنگ عليه تجاوزگران خارجي به جاي گذاشت.
منبع :
نوشته شده توسط آشنا در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 5:29 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شيعيان ديگر هواي كربلا دارد حسين
روي دل با سرزمين نينوا دارد حسين
از حريم كعبه جدش به اشكي شست چشم
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY