چكيده مقاله : ايجاد اتحاد و اخوت ميان ملتها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان از اهداف و آرمانهاي اصيل اسلام است كه ريشه در قرآن و سنت و آراء انديشمندان مذاهب اسلامي دارد. جهت عملي شدن اين هدف و شكلگيري امت واحده اسلامي در راستاي اعتلاء و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام، وحدت بر محور اصول دين و مشتركات اعتقادي و دامن نزدن به مسائل اختلافي در اين عرصه از ضروريات است. با عنايت به حساسيتهاي كنوني و عزم استكبار در تضعيف و نابودي اسلام و مسلمين و رهنمودها و فرمايشات مقام معظم رهبري و مراجع و علماي جهان اسلام، بر همه عاشقان اسلام و قرآن عزيز و شيفتگان و دلدادگان پيامبر اسلام ( ص) فرض است كه در مقابله با عزم ضداسلامي و ضدانساني استكبار جهاني ، همت گمارند تا به زودي شاهد اوج همبستگي و برادري و صفا و صميميت در پيروان مذاهب مختلف اسلامي و تشكيل امت واحد و عزت و اقتدار آن و تكرار دوبارهي دورهي طلايي تاريخ اسلام باشيم. آنچه در اين ميان از اهميت خاصي برخوردار است اهتمام و تلاش مسوولان نظام در راستاي خدمت صادقانه به مردم و مطابق با دستورالعملهاي بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ، حضرت امام خميني (ره) است . برقراري عدالت اجتماعي ، رسيدگي به اقشار كم درآمد و محروم ، رفع معضل بيكاري و ترويج ارزشهاي اصيل اسلامي از جمله راهكارهاي عملي براي برقراري وحدت و انسجام ملي و اسلامي است . نقش روحانيون و برقراري ارتباط دوستانه با نسل جوان ، وجود علايق و اصول مشترك ،پايبندي به اصول اخلاقي ، تمسك به قرآن و اهل بيت (ع) و استفاده از رهنمودهاي امام راحل (ره ) ومقام معظم رهبري ، تضمين كننده اتحاد ملي و انسجام اسلامي است تا ان شاءالله زمينه ظهور آقا امام زمان (عج ) فراهم گردد.
لغات كليدي : اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، مقام معظم رهبري ، امام راحل ( ره ) ، استاد شهيد مرتضي مطهري ، روحانيون و جوانان ، حوزه و دانشگاه .
مقدمه: نقش اتحاد و اختلاف در اعتلاءو انحطاط مسلمين وحدت و همبستگي و روحيهي اخوت و برادري از آموزههاي گرانقدري است كه مكتب اسلام در راستاي استقرار و استمرار اقتدار، عظمت و عزت و اعتلاي امت اسلامي بر آن تأكيد ورزيده است. در مقابل، اختلاف و خصومت و تفرقه و تشتت به عنوان عامل ضعف و ذلت و محو قدرت و عظمت جامعه اسلامي و انحطاط آن تلقي شده و مسلمانان به اجتناب از آن امر شدهاند. در تعاليم ديني و متون و منابع مختلف اسلامي، كلمات و اصطلاحاتي مانند امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامي، برادري ديني، وحدت اسلامي، اتحاد اسلامي، دارالاسلام و… به كار رفته است كه مفاهيم اين واژهها به طور مستقيم يا غير مستقيم بر اهميت و جايگاه و نقش برجستهي وحدت در جامعه اسلامي دلالت دارند. قرآن كريم ضمن دعوت مسلمين به وحدت « با اعتصام به حبلا… و نهي از تفرقه » با اشاره به الفت و برادري و مودت ايجاد شده ميان دو طايفهي اوس و خزرج و از بين رفتن عداوت و كينه ديرينه در سايهي نعمت اسلام كه مبناي اتحاد و همبستگي آنهاست اين گونه يادآور ميشود: «واعتصموا بحبلا… جميعاً و لاتفرقوا و ذكروا نعمتا… عليكم اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً ». (آل عمران 103( در جاي ديگر مسلمانان را به وحدت در پيروي از خدا و پيامبرش دستور داده و از تنازع و مشاجره جهت پيشگيري از سستي و زبوني و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صريح ، نهي نموده و ميفرمايد: «اطيعوا… و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم » (انفال 46 ( پيامبر گرامي اسلام (ص) با تكيه بر مباني اتحاد اسلامي ، مدينهي فاضلهاي مملو از عشق و صميميت و برادري و ايثار و تمامي فضايل انساني ساخت كه هنوز بشريت در حسرت و آرزوي تحقق دوبارهي چنين جامعهاي بسر ميبرد. پيامبر اكرم(ص)، ذلت و زبوني پس از عزت و سربلندي و در پي آن ضعف و سستي هر ملتي را نشأت گرفته از تفرقهاي ميداند كه ريشه در خصومت و دشمني دارد؛ لذا ايجاد الفت و پرهيز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب كرده و ميفرمايد: « ما ذل قوم بعد العزحتي ضعفوا، و ما ضعفوا حتي تفرقوا و ما تفرقوا حتي تباغضوا… الواجب علي اوليائنا معاوده الائتلاف و رفض الاختلاف » بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علي(ع) در خطبه 146 ضمن بيان نقش محوري رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته و ميفرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندكند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگي عزيز و قدرتمندند. در فرازي از خطبهي قاصعه به علل پيروزي و شكست و عزت و ذلت گذشتگان پرداخته و ميفرمايد: «پس آن گاه كه در زندگي گذشتگان ، مطالعه و انديشه ميكنيد؛ عهدهدار چيزي باشيد كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافيت زندگي آنان را فراهم كرد و نعمتهاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينهتوزي با يكديگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن، پرهيز كردند . » وحدت و برادري كه در عصر رسالت به احسن وجه در ميان ياران رسول خدا(ص) تحقق يافت، متأسفانه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) ديري نپاييد كه آن اتحاد و اخوت به ضعف گراييد و بروز اختلاف و تفرقه و تشتت و تنازع به تدريج زمينهساز حركت امت اسلامي در مسير ذلت و انحطاط شد.
عوامل تعالي و انحطاط جوامع در كلام استاد شهيد مطهري
در اين نوشتار به زوايايي از نظرات اسلامشناس بزرگ استاد شهيد آيتا… مطهري پيرامون وحدت و تفرقه در دو بخش پرداخته ميشود:
الف : تبيين نقش وحدت و تفرقه در اعتلا و انحطاط مسلمين شهيد مطهري در دستهبندي عوامل اصلي تعالي و انحطاط جوامع از وحدت و تفرقه به عنوان يكي از عوامل اساسي مؤثر در اعتلا و انحطاط ياد كرده و مينويسد: در قرآن مجموعاً به چهار عامل مؤثر در اعتلا و انحطاط برميخوريم . در سوره آل عمران آيهي 103 دستور صريح ميدهد كه بر مبناي ايمان و گرايش به ريسمان الهي متحد و متفق باشيد و از تفرقه و تشتت بپرهيزيد…(جامعه و تاريخ ص236) در تفسير آيه 46 سوره انفال چنين توضيح ميدهد: « با خودتان نزاع و مشاجره نكنيد، نميگويد نجنگيد ، آن كه ديگر طريق اولي است . وقتي كه اردنيها و فلسطينيها خودشان به روي يكديگر تفنگ بكشند ، عروسي دشمن است… پس دستور هم اين است كه با يكديگر منازعه و مشاجره(نه جنگ) نكنيد كه پشت سرش سستي و ضعف پيدا ميشود و پشت سر ضعف ، آن شوكت و عظمت و قدرت شما از ميان ميرود.(آشنايي با قرآن ، ج3 ص101)
-ريشههاي تفرقه و تشتت امت اسلامي استاد پيرامون عوامل ايجاد تفرقه در امت اسلامي با اشاره به تبديل خلافت اسلامي به سلطنت موروثي توسط خاندان اموي و بازگشت به ارزشهاي جاهلي مينويسد: «در قرن اول هجري اصول و داعيههاي توحيد و اسلام آن چنان آشكار و روشن به مردم ابلاغ گرديد كه تمام مردم متمدن آن روزگار با جان و وجدان خويش ، پذيراي آنها شدند و به زودي يك ملت مشترك يا«بينالملل اسلامي» به وجود آمد ؛ ولي اين وحدت به زودي به تفرقه بدل شد؛ چرا كه سررشتهداران آن زمان نخواستند يا نتوانستند مفاهيم واقعي داعيههاي اسلامي را درك كنند، از نظام بينالمللي اسلامي به عنوان يك امپراطوري و خلافت عربي برداشت شد و اين مخالف صريح اصول اسلامي بود. به همين جهت وحدت به دست آمده به زودي شكست خورد و به دنبال آن، تحولات و ضعفها و انحرافات ديگر پديد آمد تا آن كه مسلمين تدريجاً به خواب رفتند…» (خدمات متقابل اسلام و ايران ص 41 ) به هر حال بازگشت به ارزشهاي جاهلي، ايجاد تفرقه و پراكندگي و نضج آراء و افكار و جريانات فكري و كلامي مختلف و طرد ارزشهاي الهي و توحيدي، موجبات ضعف و انحطاط تدريجي جامعه و امت اسلامي را در پي داشت. سرانجام با سقوط قدرتهاي عمده اسلامي در قرن 13، نداي بيداري اسلامي با شعارهايي همانند تجديد حيات اسلام، بازگشت به اسلام اصيل و طرح اتحاد جهان اسلام از جانب علما و انديشمندان مصلح برخاست.
توطئههاي دشمنان شهيد مطهري پيرامون تلاش تفرقه افكنانه دشمنان چنين مينويسد: همهي سعيشان(دشمنان) اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين ، روابط صميمانه و روابط بين مسلمانان با بهانههاي مختلف – از جمله اختلافات فرقهاي – روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسيلهي اجانب در اين راه فعاليتهاي فراوان صورت ميگيرد ، بودجههاي كلان مصرف ميگردد». (مجموعه آثار، ج3، ص266)
خيانت عناصر داخلي سپس به همكاري خائنانه ايادي دشمنان در داخل ، اشاره كرده و موفقيت اين اتحاد شوم را فاجعه و مصيبتي براي اسلام و مسلمين شمرده و چنين ادامه ميدهد: « متأسفانه در ميان مسلمانان ، عناصري به وجود آوردهاند كه كاري جز اين ندارند كه ولا نفي اسلامي را تبديل به اثباتي و ولاء اثباتي اسلامي را تبديل به نفي نمايند. اين بزرگترين ضربتي است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم(ص) وارد ميسازند. امروز اگر بر مصيبتي از مصيبتهاي اسلام بايد گريست و اگر بر فاجعهاي از فاجعههاي اسلام بايست خون باريد، اين مصيبت و اين فاجعه است». (مجموعه آثار، ج3، ص266 ) ايشان در ذيل مباحث مربوط به انواع ولاء، ضمن اشاره به ايمان به عنوان ملاك برتري، و منشأ و ملاكي براي وحدت، اين گونه به تشريح آن ميپردازند: قرآن ميخواهد جامعهي مسلمانان برتر از ديگران باشد: « ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين» (آل عمران 129) ايمان ، ملاك برتري قرار گرفته است. مگر ايمان چه ميكند؟ ايمان ، ملاك وحدت و ركن شخصيت و تكيه گاه استقلال و موتور حركت جامعه اسلامي است.
-نزاع و اختلاف، عامل انهدام كيان و شخصيت جامعه اسلامي در جاي ديگر ميفرمايد: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم». (انفال 46) با يكديگر نزاع نكنيد و اختلاف نداشته باشيد كه سست و ضعيف خواهيد شد و قدرت خود را از دست خواهيد داد. جدال و اختلاف، كيان و شخصيت جامعه اسلامي را منهدم ميكند. ايمان ، اساس دوستي و وداد و ولاء مؤمنان است».(مجموعه آثار، ج3، ص4-263)
-عامل حقيقي وحدت پايدار در مورد بياعتباري انواع عوامل ، جهت وحدت و معرفي عامل حقيقي وحدت ، چنين بيان ميدارند: از جمله خصوصيات اسلام اين است كه هيچ عنواني از قبيل عناوين نژادي، طبقاتي، شغلي، محلي، منطقهاي و فردي براي معرفي مكتب خود و پيروان اين مكتب نپذيرفته است. پيروان اين مكتب با عناوين اعراب، ساميها، فقرا، اغنياء، مستضعفان، سفيدپوستان، سياه پوستان، آسياييها، شرقيها، غربيها، محمديها، قرآنيها، اهل قبله و غيره مشخص نميشوند. هيچ يك از عناوين مزبور ملاك«ما» و ملاك وحدت و هويت واقعي پيروان اين مكتب به شمار نميرود. آن جا كه پاي هويت مكتب و هويت پيروان او به ميان ميآيد همهي آن عناوين محو و نابود ميشود. فقط يك چيز باقي ميماند. چه چيزي؟ يك«رابطه» رابطه ميان انسان و خدا، يعني اسلام، تسليم خدا بودن، امت مسلمان چه امتي است؟ امتي است كه تسليم خداست… اين دين ميخواهد چه وحدتي به آنها ببخشد و چه ماركي روي آنها بزند و زير چه پرچمي آنها را گرد آورد؟ پاسخ اين است: اسلام، تسليم حقيقت بودن.(جامعه و تاريخ ص 31-229 )
دستور مهم اسلام
اسلام و مسلمان بودن فقط در جهان بيني درست و اداء فرايض عبادي مانند نماز ، خلاصه نشده بلكه پايبندي به رمز عزت مسلمين و رهايي از ذلت يعني ترك خصومت و اختلاف نيز از شرايط مهم مسلماني است. چرا ما مسلمانها ذليل هستيم؟ خيال ميكنيم همين قدر كه ما اذان و اقامه گفتيم ؛ بنابراين مسلمان كامل هستيم در حالي كه اسلام دستورهاي ديگري هم دارد. از مهمترين دستورهاي اسلام همين دستور روابط خاص اجتماعي ميان ما مسلمين است، به اندازهاي كه ما مسلمين خودمان عليه يكديگر فعاليت ميكنيم دشمنان عليه ما فعاليت نميكنند».(آشنايي با قرآن، ج3، ص201 )
-جنبه مثبت و منفي ناسيوناليسم اشاعه و ترويج ناسيوناليسم(با تكيه بر جنبههاي منفي آن) در كشورهاي اسلامي از شگردهاي استعمار در جهت جدا كردن مسلمانان از يكديگر و تضعيف آنهاست. ناسيوناليسم را نبايد به طور كلي محكوم كرد. ناسيوناليسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد ، يعني موجب همبستگي بيشتر و روابط حسنه بيشتر و احسان و خدمت بيشتر به كساني كه با آنها زندگي مشترك داريم بشود ؛ ضد عقل و منطق نيست و از نظر اسلام مذموم نميباشد، بلكه اسلام براي كساني كه طبعاً حقوق بيشتري دارند، از قبيل همسايگان و خويشاوندان، حقوق قانوني زيادتري قائل است. ناسيوناليسم آنگاه محكوم است كه جنبهي منفي به خود بگيرد، يعني افراد را تحت عنوان مليتهاي مختلف از يكديگر جدا ميكند و روابط خصمانه ميان آنها به وجود ميآورد… اين مسأله مهم است كه در دين اسلام، مليت و قوميت هيچ اعتباري ندارد. بلكه اين دين ، به همهي ملتها و اقوام مختلف جهان با يك چشم نگاه ميكند و از آغاز نيز دعوت اسلامي به مكتب و قوم خاص اختصاص نداشته است، بلكه اين دين، هميشه ميكوشيده است كه به وسايل مختلف ريشهي ملت پرستي و تفاخرات قومي را از بيخ و بن بركند. در قرآن هيچ خطابي به صورت«يا ايها العرب»،«يا ايها القريشيون» پيدا نميكنيد… اسلام نه تنها به اين تعصبات ، توجهي نكرد بلكه به شدت با آنان مبارزه كرد…».(خدمات متقابل اسلام در ايران، ص68-6 )
-تمدن عظيم اسلامي، ثمره ترك تعصبات قومي و مذهبي از علل پيشرفت سريع علمي اسلام و ايجاد تمدن عظيم و با شكوه اسلامي روحيه تساهل مسلمين و پرهيز از تعصبات و درگيريهاي قومي و نژادي بود: يكي از علل سرعت مسلمين در علوم اين بوده است كه در اخذ علوم و فنون و صنايع و هنرها تعصب نميورزيدند و علم را در هر نقطه و در دست هر كسي مييافتند از آن بهرهگيري ميكردند و به اصطلاح امروز روح تساهل بر آنها حكم فرما بوده است… اسلام با تعليمات مبني بر جستجوي علم و ترك تعصبات قومي و مذهبي و اعلام همزيستي با اهل كتاب ، غلها و زنجيرهايي كه به تعبير خود قرآن به دست و پا و گردن مردم جهان آن روز بسته شده بود ؛ پاره كرد و زمينه رشد يك تمدن عظيم و وسيع را فراهم آورد.(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 152-145 )
-منشأ تجزيه شدن حكومت اسلامي ريشه پيدايش تبعيضات و تعصبات قومي كه ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد ساخت عبارت است از: « تبعيضات نژادي و تفاخرات قومي كه بر ضد اصل مسلم مساوات اسلامي بود، اين انحراف به وسيلهي اعراب به وجود آمد. سياست امويها بر اصل تفوق عرب بر غير عرب پايهگذاري شد. معاويه به صورت بخشنامه به همهي عمال خويش ، اطلاع داد كه براي عرب ، حق تقدم قائل شوند. اين عمل ، ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد كرد. منشأ اصلي تجزيه شدن حكومت اسلامي، به صورت حكومتهاي كوچك ، همين كار بود».(خدمات متقابل اسلام و ايران ص403 )
-عكسالعمل منطقي و اسلامي ايرانيان
ايرانيان عكسالعمل بسيار مناسب و صددرصد اسلامي در مقابل انحراف شكننده تبعيضات قومي و نژادي از خود بروز دادند: «عكس العمل ابتدايي كه ايرانيان در مقابل اين تبعيضات نشان دادند، بسيار منطقي و انساني بود. آنها عرب را به خدا و كتاب خدا دعوت كردند. اين نوع عكس العمل در مقابل آن انحراف عربي، صددرصد اسلامي و نشانه صميمت ايرانيان نسبت به اسلام بود . اگر ايرانيان صميميت نميداشتند كافي بود آنها هم مانند اعراب بر مليت و قوميت خويش و تاريخ خويش تكيه كنند و در اين جهت مسلماً گوي سبقت را ميربودند.» (البته شعوبيگري در مسير انحرافي تفوق نژاد ايراني بر غير، خاصه عرب اتفاق افتاد اما زود تودة مردم ايران و علماي با تقوا آن را محكوم كردند). (خدمات متقابل اسلام و ايران ص 406-404 )
-رمز استحكام و پايداري وحدت اسلامي گسست ناپذيري وحدت مسلمين عليرغم تلاشهاي مستمر اجانب به دليل پيوند دلهاي پاك و خدايي است . اين پيوند روحي ، گسست ناپذير و محكم است و تا چنين است توطئههاي غربيها ره به جايي نخواهد برد. در قرون جديد قدرتهاي اروپايي و آمريكايي عامل اساسي اين جدايي هستند با همهي اينها هيچ يك از اين عاملها نتوانسته است اساس اين وحدت را كه در روح مردم قرار دارد از بين ببرد.
ب) معرفي و بيان خدمات و مبارزات طلايهداران و مناديان اتحاد اسلامي
استاد در آثار خود از جمله در نهضتهاي صد ساله اخير به معرفي شخصيت و خدمات علما و مصلحاني در جهان اسلام ميپردازد كه در مسير اتحاد جهان اسلام و مبارزه با تفرقه و تشتت گام برداشتند. از سيد جمالالدين اسدآبادي به عنوان سلسله جنبان نهضتهاي اصلاحي صدساله اخير نام ميبرد و ديدگاههاي او را از جمله شعار اتحاد جهان اسلام و درد تفرقه و جدايي مسلمانان به بهانههاي ديني و غيرديني و نيز نفوذ استعمار غربي توضيح ميدهد. سپس به مبارزات و خدمات مناديان اتحاد مسلمانان همانند شيخ عبده، كواكبي، اقبال و… كه به الهام از سيد جمال در مسير مبارزه با استعمار و استبداد قرار گرفتند، ميپردازد. در بررسي مصلحان ايراني و شيعي طرفدار وحدت مسلمين شخصيت و مبارزات انديشمنداني چون شيخ طوسي، ميرزاي شيرازي، كاشف الغطاء، آخوند خراساني، مازندراني، نائيني، سيدشرفالدين، علامه اميني، آيتا… بروجردي و… را تبيين مينمايد. در بررسي شخصيت شيخ طوسي از او به عنوان يكي از درخشانترين ستارگان جهان اسلام و نمونه كاملي از تجلي اسلام در كالبد ايراني ياد كرده و خصوصيت تفكر و رفتار فرامذهبي و وحدتگراي وي را به عموم علماي اسلامي تعميم ميدهد: شيخ طوسي صددرصد يك عالم اسلامي است، جز رنگ اسلامي رنگ ديگري ندارد. او از كساني است كه از بركت تعليمات اسلامي پا روي تعصبات قومي و نژادي گذاشتند، شعوبيگري را محكوم كردند و مقياسهاي جهاني و انساني اسلام را محترم شمردند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان بعد از اسلام چنيناند».(مجموعه آثار، ج 2، ص127 ) استاد در مقاله الغدير و وحدت اسلامي به آراء و خدمات علامه اميني براي تحقق وحدت اسلامي بين شيعه و سني پرداخته و قلمرو وحدت را به همه پيروان مذاهب مختلف اسلامي بسط داده و به استناد آياتي مانند « انما المؤمنون اخوه » اخوت اسلامي مدنظر علامه اميني را طرح نموده و اظهار ميدارد كه هيچ مباحثه علمي و مجادله كلامي نبايد آسيبي به وحدت و اخوت فريقين برساند كما اينكه سيرهي سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است. در مورد علاقه وافر استادش، آيتا… بروجردي نسبت به وحدت اسلامي و دشمن شناسي و خدماتش در مسير وحدت و اعتلاي امت اسلامي مينويسد: يكي از مزاياي معظم له توجه و علاقه فراواني بود كه به مسأله وحدت اسلامي و حسن تفاهم و تقريب بين مذاهب اسلامي داشت. اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامي آشنا بود، ميدانست كه سياست حكام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثير داشته است و هم توجه داشت كه در عصر حاضر نيز سياستهاي استعماري از اين تفرقه حداكثر استفاده را ميكنند و بلكه آن را دامن ميزنند و هم توجه داشت كه دوري شيعه از ساير فرقه ها سبب شده كه آنها شيعه را نشناسند و دربارهي آنها تصوراتي دور از حقيقت بنمايند. به اين جهت بسيار علاقمند بود كه حسن تفاهمي بين شيعه و سني برقرار شودكه از طرفي وحدت اسلامي كه منظور بزرگ اين دين مقدس است تأمين گردد و از طرف ديگر ، شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه آن طور كه هست به جامعه تسنن كه اكثريت مسلمانان را تشكيل ميدهند معرفي شود».(مجموعه آثار، ج20، ص154 ) آيتا… بروجردي ، عاشق و دلباخته وحدت مسلمين بوده و در فضايي سرشار از صميميت با علماي برجسته تسنن ، شيخ عبدالمجيد سليم و سپس شيخ محمود شلتوت براي تحقق اين آرمان بزرگ در قالب«دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» همكاري ميكند. براي اولين بار بعد از چندين صد سال بين زعيم روحاني شيعه و زعيم روحاني سني شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او به فاصله دو سه سال ، شيخ محمود شلتوت ، مفتي حاضر مصر و رئيس جامع ازهر ، روابط دوستانهاي برقرار شد و نامهها مبادله گرديد. قطعاً طرز تفكر معظمله و حسن تفاهمي كه بين ايشان و شيخ شلتوت بود ، مؤثر بود در اين كه آن فتواي تاريخي معروف را در مورد به رسميت شناختن مذهب شيعه بدهد. معظم له را نبايد گفت نسبت به اين مسأله علاقمند بود، بلكه بايد گفت عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براي اين موضوع پر ميزد». ( مجموعه آثار، ج20، ص155 ) استاد مطهري، غيرت و حميت ديني و حس همدردي ديگر استادش، علامه طباطبايي در ياري و كمك به برادران ديني خود و نيز دغدغه خودش را چنين مطرح ميكند: علامه طباطبايي( سلمها…) واقعاً از خدمتگزاران بسيار بزرگ اسلام است… اين مرد، بسيار مرد جليل القدر و عظيم المنزلهاي است و يكي از كارهايي كه اخيراً ايشان اقدام فرمودهاند ، موضوع همدردي با برادران اسلامي است… ايشان دو سه حساب اخيراً باز كردهاند… اين حساب به نام سه نفر باز شده است[كه من نفر سومشان هستم] همهي ما ايرانيها اگر بخواهيم همهي پولهايمان را روي هم بريزيم، شايد به قدر دو تا يهودي كه در آمريكا نشستهاند و پول دنيا را از راه ربا و دزدي ثروت دنيا ميبرند نشود، ولي حساب اين است كه مسلمان ، شرط مسلمانيش همدردي و همدلي است». (احياي تفكر اسلامي ص27-24 ) مجموعه تلاشها و اقدامات رهبران ديني و مصلحان، با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره)، در ابعادي به ثمر مينشيند. مصلح و بيدارگر بزرگي كه شهيد مطهري از شخصيت او با تعابيري چون جان جانان ياد ميكند و در ادامه سلسله مصلحان به تجليل از استاد فرزانه خود و مساعي و پشتكار او در مسير وحدت و اعتلاي جهان اسلام ميپردازد. پس از رحلت امام(ره) حضرت آيتا… خامنهاي با تداوم راه امام، آرمان اتحاد اسلامي را دنبال نمودند. از جمله در قالب تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه سالانه در تهران برگزار ميشود و دفاع و حمايت از ملتهاي مسلمان اعم از برادران فلسطيني، بوسني، افغانستان، لبنان، عراق و… و در سالهاي اخير به بهانه نامگذاري براي هر سال ، باز شاهد آن هستيم كه در اين امر نيز مقوله وحدت تعقيب ميشود ؛ همانند عنوان سال 85 كه به نام مبارك پيامبر اعظم (ص ) و نيز سال 86 كه به نام سال وحدت ملي و انسجام اسلامي، از جانب معظم له معنون گرديد .( www.sal86.blogfa.com)
نتيجه گيري
تاملي مناسب در نامگذارى سالهاى گذشته توسط مقام معظم رهبرى نشانگر اوج نگاه عميق و آيندهنگر معظمله در خصوص ارائه راهکارهاى مناسب به مردم عزيز ايران جهت مشارکت در امر توسعه کمى و کيفى و طى طريق کمال وتعالى ايران عزيز مىباشد. امسال نيز رهبر معظم انقلاب باتوجه به برخى ويژگىهاى خاص کشور در سال گذشته و عوامل تاثيرگذار بر آن در سالجاري ، سال 1386 را به نام “اتحاد ملي” و “انسجام اسلامي” معرفى نمودند. کشورى که دچار بحران يکپارچگى باشد هيچگاه نخواهد توانست راه رشد، تعالى و سعادت و کمال خود را طى کند چرا که قوميتهاى مختلف درون جامعه هرکدام ، خود را تافتهاى جدابافته از کل ، احساس نموده و به يک هويت جمعي که کل کشور و قلمروهاى سرزمينى آن را دربرگيرد باور ندارند. بنابراين چنين جامعهاى دائما درگير مسائل داخلى خود خواهد بود و انرژى و سرمايههاى مادى و معنوى آن در مسير رشد، شکوفايى و بالندگى هزينه نخواهد شد. در چنين شرايطى صاحبنظران اعتقاد دارند يکى از مهمترين راهکارهاى برون رفت از بحران يکپارچگي، تاکيد و تمرکز بر اصول مشترک فيمابين اقوام و گروهها و طوايف مختلف درون جامعه است . در اين برهه حساس و در پى فشارهاى غير معقول غربىها با آن قطعنامههاى سياسىشان در باب تکنولوژى بومى انرژى هستهاى براى از کار انداختن ماشين توسعه در ايران، دولت و ملت ، بر خواسته حق خويش پافشارى نمودند و غرب و متحدانش را بر خواسته ناحق خود نکوهش نمودند و اين پايدارى و استقامت تکميل نخواهد شد، مگر آنکه اين عزم و اراده با “اتحاد ملي” مثال زدنى شود و اتحاد عمومى احزاب و گروههاى مختلف را ايجاد کند. باتوضيحات ارائه شده اين وحدت ملي،مستلزم بايستههايى است که ذيلا به آنها اشاره مىگردد:
- مديران ارشد نظام اسلامي، متوليان و صاحب منصبان حکومتى از ورود به هرگونه منازعات سياسى و باندى و تبارگرايىهاى حزبي، خوددارى نموده و در کمال صداقت و صميميت به مردم خدمت کنند.
- برقواى سه گانه کشور فرض است با اجرايى نمودن تئورى عدالت از شعارگرايى پرهيز نموده و با پيشرفت در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، رفاهى و سياسي، عملا مردم را به سوى وحدت ، سوق دهند و آنها را به آينده دلگرم نمايند.
- سوار شدگان بر مسند قدرت بايد با احساس مسئوليت تام وتمام - چه شرعى و چه انساني- و با رعايت منافع ملى و با دورى از هرگونه اقداماتى که زمينه دشمنى را مهيا مىکند ؛ احترام خاص براى انديشههاى مختلف و استفاده از تمام افکار و استعدادهاى بالقوه ، صرفنظر از گرايشهاى حزبى و باندي، بستر لازم را براى اجرايى شدن پيام نوروزى مقام معظم رهبرى آماده سازند.
- ضرورى است به دور از مصلحتهاى حزبى و باندي ، به نقش، نظر، نقد، جايگاه آراء و مطالبات قانونى مردم بيش از اين عنايت شود تا زمينه اميدوارى و اتحاد ملى مهيا گردد.
- اصحاب جرايد، مطبوعات، رسانه ملي، گويندگان، نويسندگان، مسئولان و تريبونهاى عمومي، از هرگونه اظهارنظرهاى تعصبي، غيرکارشناسانه و غيرمسئولانه خوددارى و در يک فرآيند منطقي، عملکرد نظام اجرايى و کمبودها و نيازهاى مردم را منعکس و واقعيات جامعه را بيان و با حفظ امنيت ملي، از ابراز هرگونه مطالب غيرواقعى و مصلحت گروهى دورى نمايند تا اعتماد افکار عمومى بيشتر و بهتر در جامعه تقويت شود.
- در يک بسيج عمومى و اراده ملي، اجراى قانون، معيار همه اعمال و اقدامات قرار گيرد و حق هرکس باتوجه به شان اجتماعىاش برابر قانون داده شود و هيچکس حق ندارد خود را فراتر از قانون تلقى کند و با قانونشکنان نيز به دور از توجه به شخصيت حقيقى و حقوقى افراد، بايد برخورد جدى به عمل آيد. از اين نکته نيز نبايد غافل شد که اتخاذ شعار اتحاد ملى که بيشتر با اوضاع و احوال داخلى کشور مرتبط است مىتواند در راستاى توجه جدى به موارد ذيل باشد:
- ورود به مرحله سرنوشتساز مسئله هستهاى ايران
- وجود برخى نا امنىها در کشور از قبيل حوادثى چون تاسوکى زابل، بمبگذارى زاهدان، انفجارهاى خوزستان، آشوبهاى آذربايجان، تجمعات معلمان و ... که همگى در راستاى سياست بحرانآفرينى آمريکا در ايران است.
- تلاش گسترده دولت و ملت براى تحقق برنامههاى چشمانداز 20 ساله
هرگاه مسلمانان در چارچوب تعاليم اسلامى به وحدت رسيده و اختلافات جزئى خود را کنار گذاشتهاند ؛ تمدن اسلامى دوران اوج خود را سپرى نموده است، پيروزىهاى اعراب مسلمان تا اندلس (اسپانياى کنوني) در دوران آغاز خلافت اسلامى و پيروزى مسلمانان در جنگهاى صليبى و شکست دادن پادشاهان اروپايى در اين جنگ، فتوحات ترکان عثمانى تا دروازههاى وين در دوران سلطان محمد فاتح ، همگى نشان دهنده اين واقعيت است که “تاکتيک وحدت” پيشينه درخشانى دارد. باتوجه به همين پيشينه درخشان است که متفکرين اسلامى ، تجديد دوران طلايى تمدن اسلامى را در وحدت مىبينند . نقطه مقابل اين تاکتيک يعنى تفرقه نيز مىتواند دوران ضعف و ناتوانى کشورهاى اسلامى را بار ديگر زنده کند. باتوضيحات ارائه شده دور از منطق به نظر نمىرسد که اذعان نماييم در عصر حاضر نياز بيشترى به اتحاد و انسجام اسلامى احساس مىشود؛ زيرا دشمنان اسلام در شکل جنگهاى صليبى به مقابله اسلام آمده و اکنون دوباره تمام کفر در برابر تمام اسلام قرار گرفته است. هوشيارى و هشدارى که گذشتگان ما بدان اشاره و تاکيد داشتند امرى است که امروز بيش از پيش احساس مىشود . ژرفانديشانى مانند آيتالله شهيد مرتضى مطهري حدود سه دهه پيش زنده بودن روح صليبىگرى را در ميان غربىها کشف و بيان مىکردند. بنابراين راه تحقق انسجام اسلامى تبيين مباني، اصول و ارزشها و آرمانهاى مشترک است که به دنبال آن منافع مشترک به دست مىآيد و همگرايى وانسجام را عينيت مىبخشد. بنابر قول يکى از صاحبنظران تقريب مذاهب، ما مسلمانان در 90 درصد مسائل اشتراکات داريم و فقط در 10 درصد مسائل با يکديگر اختلاف نظر داريم پس چگونه است که دشمن با بهره گيرى از اين 10 درصد ضعف مسلمانان آنها را به رويارويى و تنازع ميان يکديگر بر مىانگيزد و ما با وجود نود درصد اشتراکات نمىتوانيم وحدت صفوفمان را روز به روز تقويت نماييم. بنابراين شايسته است مسلمانان جهان با تقويت انسجام اسلامى و استحکام پيوند واتحاد خود راه نفوذ دشمنان را بسته و توطئههاى آنان را خنثى نمايند. در خاتمه به وجود برخى از راهکارهاى تحقق “اتحاد ملي” و “انسجام اسلامي” که بحق از شعارهاى حکيمانه مقام معظم رهبرى مىباشد در ذيل اشاره مىشود: 1- عمل به دستورات و تعاليم الهي، قرآن کريم و عترت مطهر 2- توجه جدى به مقوله کار و تلاش وتوليد علم 3- مقابله جدى با توطئههاى اختلاف برانگيزانه دشمنان 4- توجه جدى به سند چشمانداز 20 ساله کشور 5- جلوگيرى از ايجاد شکاف ميان ايران وکشورهاى همسايه 6- تعميق عميق جايگاه اتحاد و وحدت اسلامى در ميان دولتها و کشورهاى اسلامى 7- تلاش مضاعف دولتهاى اسلامى براى رفع مناقشات و مشکلات فلسطين، عراق، لبنان و...
والسلام
فهرست منابع : 1- نهج البلاغه ، ترجمه علي دشتي ،قم ، دفتر نشر الهادي ،چاپ اول ، تابستان 79 2- صحيفه امام ، مجموعه آثار امام خميني (ره) ، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) تهران ، چاپ سوم ، زمستان 79 3- خبرگزاري فارس ( پيام نوروزي مقام معظم رهبري ) www. Sal86.blogfa.com - 4
علیرضا عرب
استفاده از مقاله با ذکر ماخذ ایرادی ندارد
نوشته شده توسط آشنا در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شيعيان ديگر هواي كربلا دارد حسين
روي دل با سرزمين نينوا دارد حسين
از حريم كعبه جدش به اشكي شست چشم
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY